ای آنکه از عزیزی در دیده جات کردند
دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند؟
ای یوسف امانت آخر برادرانت
بفروختندت ارزان اندک بهات کردند
بسیار خصم داری پنهان و می نبینی
کین جمله حیله کردی ایشانت مات کردند
شاهان که ناپدیدند چون حال تو بدیدند
از لطف و از عنایت جمله دعات کردن
آنها نهفتگانند وینها که اهل رازند
از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند
ما تنهاییم حتی اگر در بین جمعیت!
راستی همیشه در نظر کج است...
حقیقت شوخیی بس خنده دار..
کجا میرویم؟ کجا؟ رویایی دروغ در ناکجا آباد نا کجا آبادی بس پر زرق و
برق.. منفی و در عین حال مثبت..کجاست آن راهنما در بین این غبار
کلمات و مجادلات... ای حقیقت مطلق راههای خود را به من بنمایان
راه خود را به من نشان بده...مگر نه این است که این قانون توست که
همه را...حتی حقیر ترینها را ..اگر خواستند به طرفت بیایند راهنمایی
خواهی کرد؟؟؟؟
اندیشیدن را تمام گن تا مشکلاتت تمام شوند
چه تفاوتی است بین بله ونه؟
بین موفقیت وشکست؟
آیا به آنچه مردم به آن ارزش میدهند باید ارزش داد؟؟
و از آنچه مردم دوری میکنند دوری کرد؟
چقدر مسخره!
بقیه شوق زده اند
من تنها بی حالتم و بی چون
مثل یک نوزاد قبل از اینکه توانایی لبخند زدن داشته باشد
بقیه مردم محتاج مایحتاجشانند،
من تنها، مالک هیچ چیز نیستم
من تنها حیرانم
من وطن نمیگیرم
من مثل یک ابله ام، ذهنم خالیست.
بقیه مردم روشنند
و من تاریک،
بقیه مردم تیزند
و من کندم.
بقیه مردم هدفی دارند
من تنها نمی دانم.
من مثل موجی در اقیانوس سرگردانم،
من می وزم به بی هدفی باد.
من با مردم عادی تفاوت دارم...؛....
................... .......................
گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،
بر آن ها که می هراسند بسیار تند،
بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،
و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.
اما، برآن ها که عشق می ورزند،
زمان راآغاز و پایانی نیست.
پیروزی و پیشرفت ملک بلامنازع کسانی است که
دارای استقامت و ثبات قدم باشند.
............ ............
دوست عزیز من:
همانطور که در جودو حمله حریف به نیروی محافظ
بدل میشود..ساکنین آگاهی برتر هم
بلافاصله برای تبدیل انرژی منفی به امتیاز مثبت
راهی می یابند.
باید از محشر گذشت
لجن زاری که من دیدم، سزای صخره هاست
گوهر روشن دل از کان جهانی دیگر است...........
عذر می خواهم پری، من نمی گنجم در آن چشمان تنگ ،
با دل من آسمانها نیز تنگی میکنند
روی جنگلها نمی آیم فرود شاخه زلفی گو مباش
آب دریاها کفاف تشنه این درد نیست
بره هایت می دوند ، جوی باریک عزیزم راه خود گیرو برو.
یک شب مهتابی ازین تنگنای، بر فراز کوهها پر میزنم
می گذارم میروم ،
نامه خود میبرم ،
درد سر کم میکنم...
چشمهائی خیره می پاید مرا ، غرش تمساح می آید به گوش ..
کبر فرعونی و سحر سامریست
دست موسی و محمد با من است..
میروی ؟
وعده آنجا که باهم ..
روز و شب را آشتیست...
صبح چندان دور نیست
مهم نیست که چه آیینی داشته باشیم..
مهم این است که گوش سپردن را بیاموزیم
آیا این همه بحث و جدل لازم است؟
اینها راهی برای رسیدن است؟ یا راهی برای سیر کردن ذهن؟؟
آیا بازیچه ذهن نشده ایم..
چه چیز ذهن را کنترل میکند...انرا تغذیه میکند..به آن قوت میدهدبا چه
راه هایی؟؟
نیروی منفی..شیطان یا هر چیزی که اسمش را بگذارید
هر بار ذهن را با راه و روشی نو به دام می اندازدیک بار در نقاب شکلاتی
،یا مدادی رنگارنگ که از دوستمان بدزدیم
یا همسری زیبا، خانه ای بزرگ و مخصوصا قدرت....که ما را تحریک به هر
کاری بکند..و آخر از همه در لباس دین و عرفان که این اخری از همه
خطرناکتر است..و همیشه با ایجاد ترس مانع ارتباط ما با روح میشود
(روح الهی، روح القدس یا هر چیزی که اسمش رو بذارید)
و اینگونه میشود که صدای لا حکم الا لله.. بلند میشود
عیسی بر صلیب میرود و منصور بر دار....
و عشق همیشه در کنجیست ..زخم خورده ..رنجور در زیر گرد و غبار
جهل و نا آگاهیمان...امان از این انسانهای احمق...
صعود از دره های جهل به قله های آگاهی کار شجاعان و متهوران
است..این به تصمیم ما مانده که کرمی باشیم در گل و لای یا عقابی
در اوج آسمانها..
بازم من چقد فک زدم
ببخشید...
سلام دوستان عزیز
چند وقتی تو آمار گیر وبم مدام پرچم روسیه رو میدیدم
سعی کردم ببینم قضیه چیه
ولی نشد. هرکیه اصلا نظری نمیده....روزی هم چندین بار از وبم بازدید میکنه
چند روزی بود خبری ازش نبود ...امروز صبح پاشدم
دیدم اومده بازم
نمیدونم چرا چن روزی که نبود دلم براش تنگ شده بود. به هر حال خوشحال شدو
ادما چرا اینجورین؟ یا من اینجوریم؟ الکی خوشحال میشن؟
خلاصه حس خوبی بهش دارم
S.E.M
همیشه میشود خدا را دید
اگر اسامی خدا را تکرار کنی و هم چیز را با نام او و به خاطر او انجام دهی،
بی انکه به پاداشی چشم داشته باشی.
آنگاه خدا را در کمال شکوهش نظاره گر خواهی شد...
S.E.M
عشق الهی غالبا به طرقی اعجاب انگیز به
سوی ما می آید و غافلگیر کننده..
به طوری که وقتی می آید،تشخیص نمیدهیم که
این روح الهی بوده که با ما سخن گفته....
تا کمک کند اقامتمان در این دنیا کمی آگاهانه تر و بهتر باشد...
----------------------------------
هیچ کس دیگری نمیتواند ما را به بهشت ببرد.
هیچ کس دیگری نمیتواند به ما کمک کند تا آن
چیزی شویم که نمی خواهیم....هیچ کس نمیتواند جز خودمان
کافیست بخواهیم ،صادقانه و مشتاقانه آنوقت کمک از را میرسد
خدا همین نزدیکی ها منتظر ماست..کافیست تا بخواهیم..
